
My Smore newsletter
کل تصور ما از دعا اشتباه است و آن را فقط به عنوان یک راهنما یا یک درخواست
کل تصور ما از دعا اشتباه است و آن را فقط به عنوان یک راهنما یا یک درخواست در نظر می گیریم. اگر این مفهوم را در روابط به کار ببرید، ممکن است آن را توهین بدانید. نه، آنچه که یک قدیس بیش از همه میخواهد بداند اینجا کلیک کنید است که آیا رابطه او با پدر سالم است یا نه؟ او مایل بود این ارتباط و همراهی را حفظ کند و قلبش بار دیگر در پیشگاه خداوند تأیید شد. قدیس بودن در این روزگار آسان نیست، وسوسه های زیادی از بیرون وجود دارد، همه دنیا علیه ما هستند، مقدسین بارها و بارها محاکمه می شوند، گاهی اوقات تقریباً ناامید می شوند. پس فوراً نزد خدا رفت، نه این را خواست، بلکه آن را خواست، بلکه مطمئن شد که همه چیز خوب است، رابطه او با پدر قطع نشده است، هنوز کامل است، و قلبش مطمئن است که همه چیز درست است. باشه.
این دقیقاً همان کاری است که خداوند در فصل هفدهم انجیل یوحنا انجام داد و او بارها در این دعا ظاهر شد. پروردگار ما در نزد پدرش در دلش مطمئن است. در فصول قبل دیدیم که وقتی ایلعازر را زنده کرد، چه کرد، [سنگ را برداشتند؛ عیسی به آسمان نگاه کرد و گفت: پدر] - او در حال دعا بود - [از تو سپاسگزارم که به آن گوش دادی. من] -- او همیشه در قلب خود بسیار مطمئن است -- [من همچنین می دانم که شما اغلب به من گوش می دهید، اما این را برای مردمی که در اطراف ایستاده اند می گویم] (یوحنا 11:41-42). رو به خدا کرد. او می دانست که همه چیز خوب است، اما قرار بود یک بار دیگر نزد خدا تایید شود.
بگذارید اینطور بیان کنم: مقدسین همیشه از خدا، به ویژه پروردگار ما، دعا می کنند، زیرا مقدسین به قدرت خدا اعتقاد دارند، که خدا می تواند کمک کند، و مهمتر از همه، آنها معتقدند که خدا مایل و آماده کمک است. این فوق العاده مهم است. دنیا و وسوسه هایش تمام تلاش خود را می کند تا ایمان ما به خدا را متزلزل کند و هیچ راهی برای یادآوری قدرت و عظمت خداوند وجود ندارد جز اینکه نزد خدا برویم و با او صحبت کنیم و او می تواند و می خواهد کمک کند. ما به همین دلیل است که مقدسین اغلب به سوی خدا می دوند. [نام خداوند برج محکمی است، عادلان به آن می دوند و ایمن می شوند] (امثال 18:10). یعنی اولیاء خدا به دعا شتافتند و همه چیز را به او دادند.
از بسیاری جهات، دعا بهترین راه برای ابراز ایمان به خدا و وعده های اوست. هیچ چیز بیشتر از اینکه زانو بزند و به خدا نگاه کند و با خدا صحبت کند، ایمان انسان را نشان نمی دهد. دعا بهترین راه برای اعلام ایمان است. منظورم این است که او فقط با خواسته ها و خواهش هایش به سوی خدا نمی دوید، بلکه واقعاً به خدا نگاه می کرد و اگر واقعاً به خدا نگاه می کرد، در واقع می گفت: [بله، من به همه اینها ایمان دارم و شما را باور دارم. ثواب که هر که صورت تو را طلب کند، ایمان دارم که تو خالق همه چیز هستی و همه چیز در دست توست. من می دانم که هیچ چیز از کنترل شما خارج نیست. من نزد تو می آیم و در محضر مقدس تو آرامش و آرامش و آرامش می یابم و می خواهم به تو دعا کنم زیرا تو خدایی. ] این نگرش است که کتاب مقدس به ما می آموزد که دعا کنیم.
نکته دیگر این است که اولیای الهی و پروردگار ما برای کشف اراده خداوند دعا کردند. آنها بیشتر از اراده خود به خواست خدا اهمیت می دهند. آنها می گویند: [در این مقطع، تنها چیزی که مهم است شناخت اراده خداست. ] پس نزد او آمدند. از خواندن دعاهای قابل توجه قدیسان، مانند فصل نهم دانیال، بسیار سود خواهید برد. دانیال نبی نمی دانست خدا قرار است چه کند. همه اوضاع برای او به هم ریخته بود، پس نزد خدا رفت و از سردرگمی خود به خدا گفت. چند نکته را ذکر کرد و بعد در واقع گفت: [من این چیزها را نمی فهمم، اما حاضرم به ارادت کریمانه تو عمل کنم و تو بفهمی که چه می کنی. ]
ارمیا نیز چنین کرد، خدا به او گفت که یک مزرعه بخرد. اولین واکنش ارمیا وقتی اولین بار شنید این بود که غیرممکن است!چون خدا هم به او گفته بود که بنی اسرائیل به سرزمینی بیگانه تبعید خواهند شد. اگه قرار باشه یه زمین بخری چه فایده ای داره بعد ذات بزرگ خدا رو به خودش یادآوری کرد و در واقع گفت خدایا! تو را اراده مقدس به من وحی کرد. ]
حالا به نتیجه می رسیم. شاید هنوز چیزهایی وجود داشته باشد که من در مورد نماز نمی فهمم، اما حداقل اکنون این درک را دارم: خداوند راهی را برای انجام کار خود در جهان انتخاب کرده است و آن دعای انسان است. او مجبور نیست این کار را انجام دهد، کارها بدون این افراد انجام می شود، اما واضح است که خداوند تصمیم گرفته است که از طریق افرادی مانند من و شما، با دعای ما، در این دنیا کار کند. او به ما دستور میدهد که دعا کنیم، و او دعاهای ما را اجابت میکند – اگرچه بدون دعای ما، او هنوز میتواند این کار را انجام دهد.
ممکن است برخی بگویند، [اوه! من این را می دانم، اما چرا او این کار را می کند؟] دوست عزیز، من خدا را برای انجام این کار شکر می کنم. من نمی دانم چرا او تصمیم به انجام این کار گرفت، اما می دانم که او اینگونه تصمیم گرفت. این روش اوست و من آن را بدون اعتراض می پذیرم. من او را به خاطر این روش شکر می کنم زیرا خداوند خود را اینگونه بر من آشکار کرد. کتب مقدس را در مورد نماز بخوانید، مخصوصاً سربازانی را که دعا می کنند و حتی خود پروردگار را رعایت کنید، خواهید دید که نتیجه دعای مداوم این است که این افراد بیشتر از قبل از دعا در مورد خدا می دانند. بدین ترتیب خداوند خود را آشکار کرده و پدر بودن خود را بر ما آشکار کرده است. مثلا من در شرایط سختی قرار داشتم و نمی توانستم کاری انجام دهم. مضطرب و مضطرب شدم. اما من نزد خدا رفتم، به او نگاه کردم و او شروع به آشکار کردن خود و اراده خود برای من کرد. اگر دعای شما باعث نمی شود بیشتر در مورد خدا بدانید، حتماً مشکلی در زندگی معنوی شما وجود دارد. خداوند با دعا به ما می آموزد و از این طریق ایمان ما را آشکار می کند. از آنجایی که این روش خداوند برای آشکار شدن خود به انسان و اجرای اراده اوست، مسئله [قدرت مطلق] خداوند به راحتی حل می شود. دیگر درگیر این مشکل نخواهید بود. خداوند این کارها را به این صورت انتخاب کرد، پس قدرت مطلق او دیگر مسئله ای نیست. در عین حال، این امر به هیچ وجه بر حاکمیت خداوند تأثیر نمی گذارد. این یکی از راههای تجلی خداوند است. هیچ تعارضی بین حاکمیت خدا و دعا وجود ندارد، زیرا خدای پادشاه کار در این جهان را از طریق دعای مؤمنان انتخاب می کند. نه تنها هیچ تضادی وجود ندارد، بلکه این دو با هم کار می کنند.
در نهایت میتوانیم از این آموزش، بهویژه از این فصل (یوحنا 17) نتایج عملی بگیریم. بالاترین هدف دعا تسبیح و تسبیح خداوند است، به همین دلیل است که نماز ما باید با عبادت آغاز شود. نمونه دعایی که خداوند برای ما قرار داده است با [پدر ما در آسمان، نام تو مقدس باد، و پادشاهی تو بیاید...] به جای [لطفا این کار را برای من انجام بده... آن را برای من انجام بده...] آغاز می شود. . نه، باید از عبادت شروع کرد. این یک رابطه شخصی است. شما دعا می کنید زیرا او را دوست دارید، می خواهید احترام خود را به او نشان دهید، زیرا دوست دارید به او بیایید -- این ماهیت دعاست.
نتیجه عملی دیگری که میتوانیم بگیریم - و من از این بابت سپاسگزارم - این است که خدا از ما خشنود است که آنچه را قبلاً میداند به او بگوییم. برخی از روشنفکران دوست دارند به کسانی که در نماز به خدا چیزی نمی گویند بخندند. ممکن است انتقاد دیگران را بشنوید. اما گفتن چیزی که به خدا می داند بخش بسیار مهمی از دعا است. کتاب مقدس را باز کنید، یوحنا را به عنوان مثال در نظر بگیرید، و خواهید دید که او چیزی را به خدا گفته است که خدا از قبل می دانسته است. در مورد نویسنده مزمور هم همینطور. چرا؟چون خدا یک پدر است. او یک ماشین نیست. او پدر ماست. به عنوان یک پدر، او از صحبت فرزندانش با او لذت می برد. او برای آنچه ما می گوییم ارزش قائل است. پس از گفتن آنچه به خدا از قبل می داند نترسید. نگویید "خدا دانای کل است، فقط باید آرام در برابر او صبر کنم." ] نه!به او بگویید که مایل به گوش دادن است، مایل است با شما ارتباط برقرار کند و از ارتباط با شما خوشحال است.
ضمناً باید یادآور شوم که هنگام دعا هرگز سعی نکنیم دل یا اراده خداوند را تغییر دهیم. نیازی به این کار نیست و اگر احساس می کنید که باید نظر خدا را تغییر دهید، چیزی جز توهین به خدا نیست. اراده خدا همیشه کامل است و او پدری مهربان است. فقط باید به نزد او برویم، وصیتش را دریابیم، بدانیم که برای ما خوب است، و از آن خوشحال شویم -- دعا برای همین است. این بدان معنا نیست که شما نیازی به ارائه نیازهای خود به او ندارید. به عنوان پدر شما، خدا منتظر شماست تا این کار را انجام دهید. او همیشه آماده شنیدن دعای ماست. پس با جسارت به او بگویید. همانطور که مقدسین انجام دادند، همانطور که عیسی در باغ جتسیمانی انجام داد، [اگر می خواهید... اما نه به خواست من، بلکه به خواست شما. ] خواسته ات را خدا بداند، خواسته ات را به او بگو، اما همیشه یک دفعه بگو [من خیلی کوچک و محدود هستم، چیز زیادی نمی دانم. این خواست من است و اگر با شما مطابقت نداشته باشد، اصراری بر آن ندارم. من به اراده تو راضی هستم، هر چه اراده کنی. ] اگر دعای خود را از راه درست آغاز کنید، اول خدا را تسبیح کنید و بگویید: [نام تو مقدس و پادشاهی تو بیاید و اراده تو بر روی زمین انجام شود]، می گویی: [خدایا] آه، بالاترین آرزوی من این است. که اراده تو در من انجام شود. ] پس شما آماده اید، هنگامی که درخواست خود را نزد او می آورید، می توانید بگویید: [اگر اراده شماست. ] من با این نظریه که بعضی ها عبارت «اگر بخواهد» به نماز اضافه نشود، موافق نیستم. من از طرف پسر خدا اختیار دارم که این را بگویم: ما باید بگوییم [اگر اراده شما باشد]، زیرا خود عیسی مسیح خداوند چنین گفته است. آنچه باید انجام شود خواست خداست، پس از یک سو خواسته خود را به خداوند اطلاع دهید و از سوی دیگر به خواست خدا به طور کامل و مطلق اطاعت کنید.
آخرین نکته ای که میخواهم عرض کنم این است که در دعا دفاع و استدلال و مطالبه موجه است آیا تا به حال دقت کرده اید کسانی که از خدا هستند چگونه نماز می خوانند آنها می دانند که خداوند دانای کل است و فقط به او اعلام نمی کنند. مطالبه می کند، و با او مجادله می کنند، و چیزی که بیشتر از همه در مورد آنها دوست دارم این است که با خدا مجادله می کنند. موسی را در نظر بگیرید که همین کار را کرد. یک بار از کوه پایین آمد و متوجه شد که مردم از خدا نافرمانی کرده اند و وقتی خدا تهدید کرد که آنها را رها می کند و آنها را به حال خود رها می کند، موسی به خدا گفت: تو نمی توانی این کار را انجام دهی!به آن مرد در مزمور 74 نگاه کن. او در واقع میگوید، [خدایا، چرا به مردم اجازه میدهی این کارها را انجام دهند؟] من معتقدم خدا، به عنوان یک پدر، از شنیدن این نوع دفاع، استدلال، استدلال خوشحال میشود. به نظر می رسد این نسل از مسیحیان ضعیف فراموش کرده اند که چگونه اجداد ما دوست داشتند در مورد [دفاع از وعده] صحبت کنند. آنها فکر نمی کردند که توهین آمیز باشد. آنها هیچ تحقیرى در دل نداشتند و بر اساس این تعلیم احساس حق داشتند که مانند مزمور سرای نزد خدا بیایند و وعده های خود را به خدا یادآوری کنند. آنها گفتند: "خداوندا، من نمی فهمم، می دانم اینجا جایی است که من کامل نیستم، اما از این وعده ها کاملا مطمئن هستم. پروردگارا، به من کمک کن ببینم که چگونه وعده ها با این سردرگمی ها مرتبط هستند. ]
پس بحث با خدا اشکالی ندارد. پروردگار ما هم همین کار را کرد. در این دعای بزرگ با طرح این خواسته ها با خدا استدلال کرد. او وعده های خود و شخصیت او را به خدا یادآوری کرد. من معتقدم که خدا از ما راضی است که این کار را انجام دهیم. به این ترتیب قلب ما می تواند آرام شود و بارها از پاسخ هایی که دریافت می کنیم شگفت زده می شویم. هر چه باشد، دعا همیشه ما را به خدا نزدیک می کند، به شرطی که در راه درست و راستین دعا کنیم.
ما به این دعا به صورت کلی نگاه کردهایم و به برخی از دروس آشکار آن نگاه کردهایم و خداوند ما را در فراگیری آن و به کارگیری آن کمک کند. دوستان عزیز قبل از دعا خوب فکر کنید. به سوی خدا بیایید هر چند او در آسمان و شما در زمین باشید. به سوابق کسانی که قبلا آمده اند نگاه کنید و از همه مهمتر به خود خداوند نگاه کنید. به یاد داشته باشید که او با تحمل گناهان دنیا با ذات مقدس خود در ستیز بود، با تمام توان در برابر گناه ایستادگی کرد و دعای او با گریه های ماتمناک و عرق خونی همراه بود و دعای او به سبب کرامتش مستجاب شد. احترام، اگرچه او در واقع تنها پسر خداست.
این دقیقاً همان کاری است که خداوند در فصل هفدهم انجیل یوحنا انجام داد و او بارها در این دعا ظاهر شد. پروردگار ما در نزد پدرش در دلش مطمئن است. در فصول قبل دیدیم که وقتی ایلعازر را زنده کرد، چه کرد، [سنگ را برداشتند؛ عیسی به آسمان نگاه کرد و گفت: پدر] - او در حال دعا بود - [از تو سپاسگزارم که به آن گوش دادی. من] -- او همیشه در قلب خود بسیار مطمئن است -- [من همچنین می دانم که شما اغلب به من گوش می دهید، اما این را برای مردمی که در اطراف ایستاده اند می گویم] (یوحنا 11:41-42). رو به خدا کرد. او می دانست که همه چیز خوب است، اما قرار بود یک بار دیگر نزد خدا تایید شود.
بگذارید اینطور بیان کنم: مقدسین همیشه از خدا، به ویژه پروردگار ما، دعا می کنند، زیرا مقدسین به قدرت خدا اعتقاد دارند، که خدا می تواند کمک کند، و مهمتر از همه، آنها معتقدند که خدا مایل و آماده کمک است. این فوق العاده مهم است. دنیا و وسوسه هایش تمام تلاش خود را می کند تا ایمان ما به خدا را متزلزل کند و هیچ راهی برای یادآوری قدرت و عظمت خداوند وجود ندارد جز اینکه نزد خدا برویم و با او صحبت کنیم و او می تواند و می خواهد کمک کند. ما به همین دلیل است که مقدسین اغلب به سوی خدا می دوند. [نام خداوند برج محکمی است، عادلان به آن می دوند و ایمن می شوند] (امثال 18:10). یعنی اولیاء خدا به دعا شتافتند و همه چیز را به او دادند.
از بسیاری جهات، دعا بهترین راه برای ابراز ایمان به خدا و وعده های اوست. هیچ چیز بیشتر از اینکه زانو بزند و به خدا نگاه کند و با خدا صحبت کند، ایمان انسان را نشان نمی دهد. دعا بهترین راه برای اعلام ایمان است. منظورم این است که او فقط با خواسته ها و خواهش هایش به سوی خدا نمی دوید، بلکه واقعاً به خدا نگاه می کرد و اگر واقعاً به خدا نگاه می کرد، در واقع می گفت: [بله، من به همه اینها ایمان دارم و شما را باور دارم. ثواب که هر که صورت تو را طلب کند، ایمان دارم که تو خالق همه چیز هستی و همه چیز در دست توست. من می دانم که هیچ چیز از کنترل شما خارج نیست. من نزد تو می آیم و در محضر مقدس تو آرامش و آرامش و آرامش می یابم و می خواهم به تو دعا کنم زیرا تو خدایی. ] این نگرش است که کتاب مقدس به ما می آموزد که دعا کنیم.
نکته دیگر این است که اولیای الهی و پروردگار ما برای کشف اراده خداوند دعا کردند. آنها بیشتر از اراده خود به خواست خدا اهمیت می دهند. آنها می گویند: [در این مقطع، تنها چیزی که مهم است شناخت اراده خداست. ] پس نزد او آمدند. از خواندن دعاهای قابل توجه قدیسان، مانند فصل نهم دانیال، بسیار سود خواهید برد. دانیال نبی نمی دانست خدا قرار است چه کند. همه اوضاع برای او به هم ریخته بود، پس نزد خدا رفت و از سردرگمی خود به خدا گفت. چند نکته را ذکر کرد و بعد در واقع گفت: [من این چیزها را نمی فهمم، اما حاضرم به ارادت کریمانه تو عمل کنم و تو بفهمی که چه می کنی. ]
ارمیا نیز چنین کرد، خدا به او گفت که یک مزرعه بخرد. اولین واکنش ارمیا وقتی اولین بار شنید این بود که غیرممکن است!چون خدا هم به او گفته بود که بنی اسرائیل به سرزمینی بیگانه تبعید خواهند شد. اگه قرار باشه یه زمین بخری چه فایده ای داره بعد ذات بزرگ خدا رو به خودش یادآوری کرد و در واقع گفت خدایا! تو را اراده مقدس به من وحی کرد. ]
حالا به نتیجه می رسیم. شاید هنوز چیزهایی وجود داشته باشد که من در مورد نماز نمی فهمم، اما حداقل اکنون این درک را دارم: خداوند راهی را برای انجام کار خود در جهان انتخاب کرده است و آن دعای انسان است. او مجبور نیست این کار را انجام دهد، کارها بدون این افراد انجام می شود، اما واضح است که خداوند تصمیم گرفته است که از طریق افرادی مانند من و شما، با دعای ما، در این دنیا کار کند. او به ما دستور میدهد که دعا کنیم، و او دعاهای ما را اجابت میکند – اگرچه بدون دعای ما، او هنوز میتواند این کار را انجام دهد.
ممکن است برخی بگویند، [اوه! من این را می دانم، اما چرا او این کار را می کند؟] دوست عزیز، من خدا را برای انجام این کار شکر می کنم. من نمی دانم چرا او تصمیم به انجام این کار گرفت، اما می دانم که او اینگونه تصمیم گرفت. این روش اوست و من آن را بدون اعتراض می پذیرم. من او را به خاطر این روش شکر می کنم زیرا خداوند خود را اینگونه بر من آشکار کرد. کتب مقدس را در مورد نماز بخوانید، مخصوصاً سربازانی را که دعا می کنند و حتی خود پروردگار را رعایت کنید، خواهید دید که نتیجه دعای مداوم این است که این افراد بیشتر از قبل از دعا در مورد خدا می دانند. بدین ترتیب خداوند خود را آشکار کرده و پدر بودن خود را بر ما آشکار کرده است. مثلا من در شرایط سختی قرار داشتم و نمی توانستم کاری انجام دهم. مضطرب و مضطرب شدم. اما من نزد خدا رفتم، به او نگاه کردم و او شروع به آشکار کردن خود و اراده خود برای من کرد. اگر دعای شما باعث نمی شود بیشتر در مورد خدا بدانید، حتماً مشکلی در زندگی معنوی شما وجود دارد. خداوند با دعا به ما می آموزد و از این طریق ایمان ما را آشکار می کند. از آنجایی که این روش خداوند برای آشکار شدن خود به انسان و اجرای اراده اوست، مسئله [قدرت مطلق] خداوند به راحتی حل می شود. دیگر درگیر این مشکل نخواهید بود. خداوند این کارها را به این صورت انتخاب کرد، پس قدرت مطلق او دیگر مسئله ای نیست. در عین حال، این امر به هیچ وجه بر حاکمیت خداوند تأثیر نمی گذارد. این یکی از راههای تجلی خداوند است. هیچ تعارضی بین حاکمیت خدا و دعا وجود ندارد، زیرا خدای پادشاه کار در این جهان را از طریق دعای مؤمنان انتخاب می کند. نه تنها هیچ تضادی وجود ندارد، بلکه این دو با هم کار می کنند.
در نهایت میتوانیم از این آموزش، بهویژه از این فصل (یوحنا 17) نتایج عملی بگیریم. بالاترین هدف دعا تسبیح و تسبیح خداوند است، به همین دلیل است که نماز ما باید با عبادت آغاز شود. نمونه دعایی که خداوند برای ما قرار داده است با [پدر ما در آسمان، نام تو مقدس باد، و پادشاهی تو بیاید...] به جای [لطفا این کار را برای من انجام بده... آن را برای من انجام بده...] آغاز می شود. . نه، باید از عبادت شروع کرد. این یک رابطه شخصی است. شما دعا می کنید زیرا او را دوست دارید، می خواهید احترام خود را به او نشان دهید، زیرا دوست دارید به او بیایید -- این ماهیت دعاست.
نتیجه عملی دیگری که میتوانیم بگیریم - و من از این بابت سپاسگزارم - این است که خدا از ما خشنود است که آنچه را قبلاً میداند به او بگوییم. برخی از روشنفکران دوست دارند به کسانی که در نماز به خدا چیزی نمی گویند بخندند. ممکن است انتقاد دیگران را بشنوید. اما گفتن چیزی که به خدا می داند بخش بسیار مهمی از دعا است. کتاب مقدس را باز کنید، یوحنا را به عنوان مثال در نظر بگیرید، و خواهید دید که او چیزی را به خدا گفته است که خدا از قبل می دانسته است. در مورد نویسنده مزمور هم همینطور. چرا؟چون خدا یک پدر است. او یک ماشین نیست. او پدر ماست. به عنوان یک پدر، او از صحبت فرزندانش با او لذت می برد. او برای آنچه ما می گوییم ارزش قائل است. پس از گفتن آنچه به خدا از قبل می داند نترسید. نگویید "خدا دانای کل است، فقط باید آرام در برابر او صبر کنم." ] نه!به او بگویید که مایل به گوش دادن است، مایل است با شما ارتباط برقرار کند و از ارتباط با شما خوشحال است.
ضمناً باید یادآور شوم که هنگام دعا هرگز سعی نکنیم دل یا اراده خداوند را تغییر دهیم. نیازی به این کار نیست و اگر احساس می کنید که باید نظر خدا را تغییر دهید، چیزی جز توهین به خدا نیست. اراده خدا همیشه کامل است و او پدری مهربان است. فقط باید به نزد او برویم، وصیتش را دریابیم، بدانیم که برای ما خوب است، و از آن خوشحال شویم -- دعا برای همین است. این بدان معنا نیست که شما نیازی به ارائه نیازهای خود به او ندارید. به عنوان پدر شما، خدا منتظر شماست تا این کار را انجام دهید. او همیشه آماده شنیدن دعای ماست. پس با جسارت به او بگویید. همانطور که مقدسین انجام دادند، همانطور که عیسی در باغ جتسیمانی انجام داد، [اگر می خواهید... اما نه به خواست من، بلکه به خواست شما. ] خواسته ات را خدا بداند، خواسته ات را به او بگو، اما همیشه یک دفعه بگو [من خیلی کوچک و محدود هستم، چیز زیادی نمی دانم. این خواست من است و اگر با شما مطابقت نداشته باشد، اصراری بر آن ندارم. من به اراده تو راضی هستم، هر چه اراده کنی. ] اگر دعای خود را از راه درست آغاز کنید، اول خدا را تسبیح کنید و بگویید: [نام تو مقدس و پادشاهی تو بیاید و اراده تو بر روی زمین انجام شود]، می گویی: [خدایا] آه، بالاترین آرزوی من این است. که اراده تو در من انجام شود. ] پس شما آماده اید، هنگامی که درخواست خود را نزد او می آورید، می توانید بگویید: [اگر اراده شماست. ] من با این نظریه که بعضی ها عبارت «اگر بخواهد» به نماز اضافه نشود، موافق نیستم. من از طرف پسر خدا اختیار دارم که این را بگویم: ما باید بگوییم [اگر اراده شما باشد]، زیرا خود عیسی مسیح خداوند چنین گفته است. آنچه باید انجام شود خواست خداست، پس از یک سو خواسته خود را به خداوند اطلاع دهید و از سوی دیگر به خواست خدا به طور کامل و مطلق اطاعت کنید.
آخرین نکته ای که میخواهم عرض کنم این است که در دعا دفاع و استدلال و مطالبه موجه است آیا تا به حال دقت کرده اید کسانی که از خدا هستند چگونه نماز می خوانند آنها می دانند که خداوند دانای کل است و فقط به او اعلام نمی کنند. مطالبه می کند، و با او مجادله می کنند، و چیزی که بیشتر از همه در مورد آنها دوست دارم این است که با خدا مجادله می کنند. موسی را در نظر بگیرید که همین کار را کرد. یک بار از کوه پایین آمد و متوجه شد که مردم از خدا نافرمانی کرده اند و وقتی خدا تهدید کرد که آنها را رها می کند و آنها را به حال خود رها می کند، موسی به خدا گفت: تو نمی توانی این کار را انجام دهی!به آن مرد در مزمور 74 نگاه کن. او در واقع میگوید، [خدایا، چرا به مردم اجازه میدهی این کارها را انجام دهند؟] من معتقدم خدا، به عنوان یک پدر، از شنیدن این نوع دفاع، استدلال، استدلال خوشحال میشود. به نظر می رسد این نسل از مسیحیان ضعیف فراموش کرده اند که چگونه اجداد ما دوست داشتند در مورد [دفاع از وعده] صحبت کنند. آنها فکر نمی کردند که توهین آمیز باشد. آنها هیچ تحقیرى در دل نداشتند و بر اساس این تعلیم احساس حق داشتند که مانند مزمور سرای نزد خدا بیایند و وعده های خود را به خدا یادآوری کنند. آنها گفتند: "خداوندا، من نمی فهمم، می دانم اینجا جایی است که من کامل نیستم، اما از این وعده ها کاملا مطمئن هستم. پروردگارا، به من کمک کن ببینم که چگونه وعده ها با این سردرگمی ها مرتبط هستند. ]
پس بحث با خدا اشکالی ندارد. پروردگار ما هم همین کار را کرد. در این دعای بزرگ با طرح این خواسته ها با خدا استدلال کرد. او وعده های خود و شخصیت او را به خدا یادآوری کرد. من معتقدم که خدا از ما راضی است که این کار را انجام دهیم. به این ترتیب قلب ما می تواند آرام شود و بارها از پاسخ هایی که دریافت می کنیم شگفت زده می شویم. هر چه باشد، دعا همیشه ما را به خدا نزدیک می کند، به شرطی که در راه درست و راستین دعا کنیم.
ما به این دعا به صورت کلی نگاه کردهایم و به برخی از دروس آشکار آن نگاه کردهایم و خداوند ما را در فراگیری آن و به کارگیری آن کمک کند. دوستان عزیز قبل از دعا خوب فکر کنید. به سوی خدا بیایید هر چند او در آسمان و شما در زمین باشید. به سوابق کسانی که قبلا آمده اند نگاه کنید و از همه مهمتر به خود خداوند نگاه کنید. به یاد داشته باشید که او با تحمل گناهان دنیا با ذات مقدس خود در ستیز بود، با تمام توان در برابر گناه ایستادگی کرد و دعای او با گریه های ماتمناک و عرق خونی همراه بود و دعای او به سبب کرامتش مستجاب شد. احترام، اگرچه او در واقع تنها پسر خداست.